تبليغاتX
فلاکت
الو؟

منزل خداست؟

این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟

الو ....

دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟

چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟

خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم

پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست الو ،

مرا ببخش ،

باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ می زنم ،

دوباره ، تا خدا خداست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 12:8  توسط Flakat | 
خدایا من گناه کارم ،

مرا ببخش ،

تو را می خوانم ،

تو را می خواهم ،

تو را می پرستم

ولی هنوز از بت پرستی دست بر نداشته ام

هنوز نتوانسته ام خود را به تو قانع کنم .

......

(برو ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 12:6  توسط Flakat | 
زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی

زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل،
که بنوشی اش چون شهد

......

((برو ادامه مطلب))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 11:55  توسط Flakat | 

عشق يعني يك سلام


عشق يعني يك سلام و يك درود
عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني زاهد اما بت پرست

.....

((برو ادامه مطلب))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 11:47  توسط Flakat | 
شعرو متن عاشقانه زیبا برای او که بی رحمانه رفت

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 23:37  توسط Flakat | 

 

روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم

 

 

حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد

 

 

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند

 

 

وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد

 

 

دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت

 

 

از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است

اما دروغ در لباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 23:31  توسط Flakat | 
جادوی عدد 13

اگر از كوچه پس كوچه‌های قديمی شهرآنجايی كه هنوز رگه‌هايی از خانه‌های قديمی كاهگلی يافت می‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهای خانه‌هايی را می توان ديد كه روی آن 1+12 به جای سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان يافت تحت اين عنوان:
نحس بودن 13 !
ادامه مطلب رو ببین

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:37  توسط Flakat | 
مهندسي و مدیريت مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ﹾ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ ۳۷ هستید. مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید. مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟" مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید. مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟" مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:23  توسط Flakat | 

ورزش های مناسب صبحگاهی برای جلوگیری از کمردرد

در ادامه مطلب توصیه هایی گذاشتم ببینین وحتما در ورزشهای صبحگاهیتون انجامش بدین(برو ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 10:39  توسط Flakat | 

 

تو ادامه مطلب داستان گذاشتم حال داری بخون حال نداری بقیه وبمو ببین در ضمن نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:3  توسط Flakat | 

همه چیز در باره امام زمان

وعلت غیبت این امام همام

ادامه مطلب کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:3  توسط Flakat | 
دزدي وارد کلبه فقيرانه عارفي شد اين کلبه درخارج شهر واقع شده بود عارف بيداربود اوجز يک پتو چيزي نداشت .

اوشب ها نيمي از پتو را زير خود مي انداخت ونيمي ديگر را روي خود مي کشيد  روزها نيز بدن برهنه خويش را با آن مي پوشاند.

 

بقیه داستان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 19:4  توسط Flakat | 

40مورد از مواردی که جنس مونث از انجام آن ناتوان هست:

۱- چيزي در مورد ماشين فهميدن ، البته به جز رنگش
2-
درك مضمون اصلي يك فيلم هنري
3-
ساعت رو بدون فرستادن sms زندگي كردن
4-
بلند كردن چيزي
5-
پرتاب كردن
6-
پارك كردن
7-
خواندن نقشه
8-
دزدي كردن از بانك
9-
آرام و ساكت جايي نشستن
10-
بيليارد بازي كردن
11-
پول شام رو حساب كردن
12-
مشاجره كردن بدون داد كشيدن
13-
مواخذه شدن بدون گريه كردن
14-
رد شدن از جلوي مغازه كفش فروشي
15-
نظر ندادن در مورد لباس يك غريبه
16-
كمتر از بيست دقيقه داخل يك دستشويي بودن
17-
دنده ماشين را با انگشت عوض كردن
18-
راه انداختن درست يك ويدئو
19-
تماشاي يك فيلم جنگي
20-
انتخاب سريع يك فيلم
21-
ايستاده جيش كردن
22-
نديدن فيلم هندي
23-
غيبت نكردن
24-
فحش ناموسي دادن
25-
نرقصيدن موقع شنيدن يك آهنگ شاد
26-
آرايش نكردن
27-
لاك نزدن
28-
صحبت نكردن وقتي كه بايد ساكت باشن
29-
سيگار برگ و يا چپق كشيدن
30-
درك كردن شوهر وقتي اعصابش خورده
31-
گريه كردن بدون آبريزش بيني

32- غذا پختن بدون تماشاي تلويزيون
33-
تماشاي اخبار و خوندن روزنامه
34-
نق نزدن
35-
لگد زدن
36-
از سن بيست و پنج سالگي رد شدن
37-
اخ تف كردن
39-
خواستگاري رفتن
40-
از همه مهمتر موارد بالا رو قبول كردن

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 23:23  توسط Flakat | 

 دخترا اصلا این کارا رو انجام نمیدن!

۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن  

 

 ۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است  

4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن  

 5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله  

6. هرگز قبل از ازدواجابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمیدارن که مرتبش مي کنن  

7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن  

 8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين  

 9. انقدرخواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن  

 10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود )  

11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن  

 12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 20:54  توسط Flakat | 

درد عاشقی

 

 

هر نگاه بستگی به احساسی که در آن نهفته است , سنگینی خاص خودش را دارد
و نگاهی که گرمای عشق در آن نهفته باشد , بدون انکه احساس کنی , تنت را می سوزاند
اولین بار که سنگینی یک نگاه سوزنده را احساس کرد , یک بعد از ظهر سرد زمستانی بود
مثل همیشه سرش پایین بود و فشار پیچک زرد رنگ تنهایی به اندام کشیده اش , اجازه نمی داد تا سرش را بلند کند


بقيه  درد عاشقي در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:13  توسط Flakat | 

مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک آرزو

پرسش های ما افکار ما را می سازند.

اگر دنبال موفقیت نروید، خودش دنبال شما نخواهد آمد.

چون قنوت درختان همیشه سبز باشید.

مواظب باشید موقع حسابرسی، خودتان به خودتان زیاد تخفیف ندهید.

خدا روزی بنده مومن خویش را از جایی که انتظار ندارد می رساند. پیامبر اکرم (ص)

خوشرویی ریسمان محبت است. امام علی (ع)

به خدا توکل کن، کفایتت می کند.

هر که از خطای دیگران بگذرد خدا از گناهش بگذرد. پیامبر اکرم (ص)

جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست.

خدا را از یاد نبریم.

فرمان خدا را عزیز بدار تا خدا تو را عزیز بدارد.

دیگر به خدا نمی گویم مشکل بزرگی دارم، به مشکلم می گویم خدای بزرگی دارم.

به زبانت اجازه نده قبل از اندیشه ات به کار افتد.

در ترازوی اعمال چیزی سنگین تر از خوشخویی نیست.   پیامبر اکرم (ص)

به آنان که در زمینند رحم کن تا آنکه در آسمان است به تو رحم کند. پیامبر اکرم (ص)

کلید شناخت، تلاش برای آگاهی از آن چیزی است که در پس هر چیز نهفته است.

مردان بزرگ دیر وعده می دهند ولی زود عمل می کنند.

در هر چیز که چشمانت می بیند، موعظه ای هست.

هر که فقیری کند، فقیر شود. پیامبر اکرم (ص)

حسین (ع) آخرین نمازش را هم اول وقت خواند.

روح های بزرگ دردهای بزرگ دارند.

تلاش کنیم ندیدها را ببینیم، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست.

دل از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال

داشتن هیچ چیز به بهای معصیت خدا نمی ارزد.

فقیر آن نیست که کم دارد، بلکه آن است که بیشتر می طلبد.

وقتی خواستی کاری را انجام دهی ، تامل کن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد. پیامبر اکرم (ص)

بزرگترین اشتباه آن است که انسان از اشتباه کردن بترسد.

برای شاد کردن دیگران آرزوهایشان را بفهم.

کسانی که گذشته را فراموش می کنند، مجبور به تکرار آن هستند.

فرق طوفان و نسیم فقط در نوع برخورد آنها است.

با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از فرزندان خود انتظار داری.

چراغ دروغ، بی فروغ است.

ماموریت ما در زندگی بی مشکل زندگی کردن نیست، با انگیزه زندگی کردن است.

رودخانه های عمیق تر، آرام ترند.

آرزو ها و آزها تبر قامت های سرفرازند.

بزرگترین پاداش دعا آرامش است.

همیشه سراخ خدا را از خودتان بگیرید.

تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند، فاصله این دو را زندگی کنیم.

نیکبخت ترین مردم کسی است که کردار به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی.   پیامبر اکرم (ص)

برای آدم های فعال 7 روز هفته دارای 7 امروز است و برای آدم های تنبل 7 روز هفته دارای 7 فردا

راز تو در بند توست، اگر آن را فاش کردی تو در بند آنی   امام علی (ع)

برای پناهندگی به درگاه خدا نیاز به ویزا نیست.
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 22:22  توسط Flakat | 


> هر وقت من يک کار خوب مي کنم
> مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي
> برايت يک زن خوب مي گيرم. تا به حال
> من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم
> قول پنج تايش را به من داده است.



براي ديدن بقيه انشا به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:41  توسط Flakat | 

حقایقی درباره ی زنان!

آقایان به این نکته ها توجه کنند

همسر


نكات مهم در ادامه مطلب گنجوندم يه سري بزنيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:56  توسط Flakat | 
من به نمایشگاه (هوش مصنوعی ) از طرف دوستم دعوت شده بودم. بعد از اینکه وارد نمایشگاه شدم سمت راست یک روبات آدم نما ایستاده بود و..........



براي ديدن بقيه داستان به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 19:25  توسط Flakat | 
چشمانش پر بود از نگرانی و ترس
لبانش می لرزید
گیسوانش آشفته بود و خودش آشفته تر
- سلام کوچولو .... مامانت کجاست ؟
نگاهش که گره خورد در نگاهم
بغضش ترکید
قطره های درشت اشکش , زلال و و بی پروا
چکید روی گونه اش
- ماماااا..نم .. ما..مااا نم ....
صدایش می لرزید
- ا .. چرا گریه می کنی عزیزم , گم شدی ؟

 

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 0:43  توسط Flakat | 

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

تقدیم به روشن ترین ستاره قلبم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 22:28  توسط Flakat | 

خانه ی آبی و بازی شطرنج

سپاهیان سفید و سپاهیان سیاه ی شطرنج در مقابل همدیگر صف کشیده بودند.هر کدام از آنها خانه های سفید و سیاه را بین خود تقسیم کرده بودند تا اینکه یک روز یک رهگذربا قلم مو و رنگ آبی یکی از خانه ها را آبی کرد.پادشاه هان فرمان حمله دادند و جنگ را برای گرفتن خانه ی آبی شروع کردند. مهره های سیاه و سفید یکی پس از دیگری از صفحه شطرنج خارج میشدند تا اینکه در نهایت پادشاه سفید با اسب سفیدش ماند. پادشاه سفید با حالت مغرورانه ای که پیروز جنگ شده بود از اسب پیاده شد و خود را به خانه ی آبی رسانید. اما وقتی تصویرخود را در آب دید روسیاه شده بود وبا تعجب تصویر پادشاه سیاه را در مقابل چشمانش دید ومات گشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:1  توسط Flakat | 
 

 استاد مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه ی خالی بسیار بزرگ رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند.

سپس استاد ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپهای گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

بعد دوباره استاد ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله"

استاد دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!همه دانشجویان خندیدند.

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، استاد گفت: حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمادی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان ــ چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.

سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشینتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند. مسایل خیلی ساده"..

استاد ادامه داد: اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان رو روی چیزهای ساده و پیش پاافتاده صرف کنید، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنید، زمانی رو برای چک وب دوستان بگذارید. با دوستان و اطرافیان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونید.

همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست.

همیشه در دسترس باشید.

اول مواظب توپهای گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند".

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟

استاد لبخند زد و گفت: خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله است، همیشه در اون جایی برای صرف دو فنجان قهوه برای با یک دوست هست".

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 11:42  توسط Flakat | 
عکس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:51  توسط Flakat | 
عشق از نظر دید گاه ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:28  توسط Flakat | 
مطالب عاشقانه و کهن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 15:52  توسط Flakat | 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 15:38  توسط Flakat | 
عاشقانه

به نظر شما عشق چه رنگی است

حتما نظر خود را بدهید

دوستون دارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 15:22  توسط Flakat | 
 در ادامه مطلب چنتا عکس  گذاشتم  بروشاید به دردت بخوره
 



عادت همه چيـز را ويران مي كند واي بر روزي كه

چيزي ـ حتي عشـــــق ـ عــادتـمان شـود ...عاشق كم است

وسخن عاشقانه فراوان ديگر سخن گفتن عاشقانه،

دليل عشق نيست و آواز عاشقانه خواندن ،

دليل عاشق بودن ولي اي دوست ، تو نگاه عاشقانه ات

را عاشقانه نگهدار و كلام ساده ي عاشقانه ات

را خالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش

شبــه عشق در كنار عشق بوده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 18:5  توسط Flakat | 
1000بار900جمله ی عاشقانه را در 800 جای مختلف به 700 زبان و با 600 شکل پیش 500نفر طرح کردم و400 تای آن ها 300 جمله را به 200 زبان در 100 برگ ترجمه کردند90 تای آن ها را در 80 روز روزی 70 دفعه برای خودم نوشتم60 تای آن ها را آموختم50 بار 40روز روزی 30 دفعه تکرار کردم 20 بار 10 سوال به مدت 9 روز تکرار کردم به 8 سوال 7بار 6جواب دادم در فاصله ی5روز دارای 4بار 3جا در مدت 2 روز تو را دیدم و عاشقانه نگاهت کردم تا روزی برسد که من یک بار بگویم دوستت دارم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 17:12  توسط Flakat |